صفحه نخست

ايميل ما

لينك آر اس اس

عناوين مطالب وبلاگ

طراح قالب

 

:: صفحه نخست
::
ايميل ما
:: لينك آر اس اس
::
عناوين مطالب وبلاگ
::
طراح قالب
 

 
 

آرشيو مطالب تماس با ما

نويسندگان :
:: سما

آمار بازديد :

:: تعداد بازديدها:
:: کاربر: Admin


 


 





پيام مديريت وبلاگ : با سلام خدمت شما بازديدكننده  گرامي ، به وبلاگ  من  خوش آمديد  .لطفا  براي هرچه بهتر شدن  مطالب اين  وبلاگ  ،  ما را  از نظرات و پيشنهادات خود آگاه سازيد و به  ما در بهتر شدن  كيفيت مطالب  وبلاگ  کمک  کنيد .


 

مناظره میان محمد بن عبدالوهاب و خداوند متعال

مناظره ای میان محمدبن عبدالوهاب با خدای متعال

اینجا کلیک کنید

یا به این آدرس تشریف بیاورید:


 
کلمات کليدي :
ادامه ي مطلب

نوشته شده توسط سما در جمعه ٢٧ بهمن ،۱۳۸٥

نظرات ()

 

بانک رحیل

دوستان عزیز این وبلاگ به آدرس زیر منتقل گردیده است  :

WWW.EHSANI255.BLOGFA.COM


 
کلمات کليدي :
ادامه ي مطلب

نوشته شده توسط سما در سه‌شنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٥

نظرات ()

 

تاريخچه تروريسم در اسلام ۶

 

جنبش بنیادگرای دیوبندی ....

اين جنبش در سال 1851 در شهر کوچک ديوبند در استان اوتارپرادش هندوستان پايه گذاری شد . هدف آن جلوگيری از گرايش های غير دينی بود که با سلطهء استعمار در شبه قاره رواج يافته بود . موسسهء دارالعلوم که در شهر ديوبند قرار دارد، پس از دانشگاه الازهر قاهره بزرگترین مدرسهء جهان اسلام است . مبانی جنبش ديوبندی عبارت است از پاکسازی اسلام از عناصر « ناپاک » . آيين جهاد به عنوان يگانه راه مبارزه با کفر و شرک ، به ويژه در مبازره با مذهب شيعه و اوليای مقدس که در منطقه رواج دارد . آيين ديوبندی در تمام اين نکات با وهابی گری مشترک است . درست مثل بنيادگرايان عربستان، ديوبندی ها نيز وظيفهء خود را تبليغ اسلام می دانند . آنها از زمان گشايش دانشگاه شان تا امروز بيش از چهل هزار مدرسهء مذهبی درهند ، پاکستان ، آسيای ميانه و همچنين افغانستان تاسيس کرده اند . تا کنون بيش از شصت هزار طلبه در دارالعلوم آموزش ديده اند که سپس عقايد سخت و خشک خود را به ميان صد ها هزار دانش آموز برده اند . امروزه چه در دارالعلوم و چه در ساير مکتب های بيشمار مستقر در پاکستان با يک تصوير روبرو می شويم : طلاب در فضای بسته زندگی سختگيرانه ای می گذرانند . ورود روزنامه و تلويزيون به اين مدارس ممنوع است . به جای همه چيز شب و روز مشغول آموزش فقه و شرعيات هستند،به زبان عربی . جنبش ديوبندی که به مثابهء يک حرکت ضد استعماری در برابر سلطهء غير اسلامی انگلستان پا گرفته بود ، در دوران جدايی پاکستان از هندوستان به سال 1947 رنگ راديکال تری به خود گرفت . و امروز تبليغات خود را با شعار جهاد همراه ساخته است . فارغ التحصيلان از دانشگاه دارالعلوم وظيفه دارند که تعليمات خود را نه تنها در هند و پاکستان ، که قلمرو اصلی نفوذ آنهاست ، بلکه در سراسر جهان گسترش دهند .

هواداران ديوبندی از نظر سياسی در سازمان « جمعیت العلمای اسلام » که از مهمترين احزاب پاکستان است ، متشکل شده اند . اين حزب در سال 1945 يعنی درست پيش از تشکيل دولت مستقل پاکستان از دل « جمعيت العلمای هندوستان » بيرون آمد . پس از قدرت گيری ضياءالحق ، مهمترين رقيب سياسی اين حزب ، « جمعيت اسلامی » بود که به دستگاه امنيتی رژيم نزديک بود . پس از در گرفتن جنگ در افغانستان ضياءالحق که آرزوی رهبری جهان اسلام را در سر می پخت ، سياست مذهبی شديدی در پيش گرفت . « جمعيت علمای اسلام » که از نظر سياسی توان رويارویی با « جمعيت اسلامی » را در خود نمی ديد ، سعی خود را بر آن گذاشت که با تاسيس شبکه ای از مدارس مذهبی نفوذ اجتماعی خود را گسترش دهد . در سال 1972 در پاکستان 900 مدرسهء مذهبی وجود داشت ، که حدود 350 تای آنها توسط جنبش ديوبندی اداره می شد . اما اين رقم پس از سال 1979 به هزاران مدرسه رسيد که بيشتر آنها زير نفوذ ديوبندی ها قرار داشتند . بسياری از مجاهدان و رهبران بعدی طالبان ، از جمله شخص ملا عمر ، در اين مدارس پاکستان آموزش دیده اند . با قدرت گيری آنها مدارس قرآنی در پاکستان باز هم بیشتر شدند و تعداد شان به نزدیک 25000 رسيد .

هزينه سنگين اين دم و دستگاه را عربستان سعودی تامين می کند . حکومت وهابی از زمان جنگ افغانستان گروه های پاکستانی را زير حمايت گرفته و مخارج سنگين آنها را می پردازد . علاوه بر اين عربستان با اعزام طلاب دينی زمينهء آميزش هرچه بيشتر آموزه های وهابی و ديوبندی را فراهم می کند . در جريان جنگ تعداد روزافزونی از جهادگران عرب در پاکستان آموزش ديدند . گفته می شود که حدود صد هزار رزمندهء عرب از راه پاکستان به جبهه های افغانستان رفته اند . بیشتر آنها از صافی مدارس اسلامی گذشته اند .

از زمان ماجرای يازدهم سپتامبر 2001 مدرسه « دارالعلوم حقانی » که در جنوب پیشاور قرار دارد ، توجه افکار عمومی را جلب نموده است . بسياری از مسوءلان و سران رژیم طالبان در اين موسسه آموزش دیده اند . روزنامه نگاری مینویسد : من در اواخر سال 1996 در پاکستان بودم و ازين فرصت برای ديدار از مدرسه حقانی استفاده کردم . ازينکه خودم را روزنامه نگار مسلمان معرفی کرده بودم ، اجازه دادند وارد شوم و از محوطهء وسيع مدرسه ديدن کنم . در اين آموزشگاه شبانه روزی تا همين اواخر پيوسته بيش از سه هزار محصل آموزش می ديدند . تنها با اعانات هنگفت عربستان است که کشور فقيری مانند پاکستان می تواند دها هزار از اين قبيل موسسات را اداره کند . محصلان که از هشت تا هژده سال سن داشتند ، از رفاه برخوردار نبودند . همانطور که انتظار داشتم زندگی آنها محقر و فقيرانه بود . روی زمين لخت نشسته بودند ، پشت رحل هايی که روی آنها چيز می نوشتند يا قرآن می خواندند . محصلان جوان تر بيشتر از هر چيز درس قرآن می گرفتند . انضباط شديدی در مدرسه حاکم بود : پسر بچه های نو جوان چنان خمود و دلمرده بودند که اگر از ملای سختگير شان کتک می خوردند ، صدای شان بر نمی آمد . نيروی طالبان چند ماه قبل پايتخت افغانستان را تصرف کرده بودند . در پاکستان شاهد بودم که کادر های آيندهء طالبان در چه نظامی تربيت می شوند . شاگرد های بزرگتر به جبهه های افغانستان اعزام شده بودند . از آنجا که در اين مکتب خانه تنها زبان پشتو رواج داشت ، مترجمی با خود برده بودم که سخنان راهنمای عمامه بر سر را برايم ترجمه می کرد : « جهاد وظيفهء شماست . گمراهان و کافران بايد در سراسر جهان نابود شوند » اين محصلان پشتون از کودکی در معرض شستشوی مغزی قرار گرفته بودند . راستی شگفت انگيز است که مربيان با شلاق در کلهء بچه های تندرست فرو کرده بودند که تنها مقصد زندگی آنها شهادت است .

در پيشاور مترجم مرا با چند تن از شهیدان آينده که از مکتب « دارالعلوم حقانی » فارغ التحصيل شده بودند آشنا نمود . آنها چنان راحت از شرکت در جنگ داخلی افغانستان صحبت ميکردند که نشان ميداد از دولت پاکستان هیچ بيم وواهمه ندارند . با جوان بيست ساله ای به نام عبدالرحمان آشنا شدم . والدین روستایی او به خاطر فقر و محروميت او را به مکتب قرآن فرستاده بودند . و او با هيچ چيز ديگری آشنا نشده بود . با نگاهی انديشناک می گفت : « نمی دانم اگر اينجا نمی آمدم چه بلايی سرم می آمد . در مکتب سرپناه و خوراک داشتم و توانستم چيزی ياد بگيرم. » آنچه او با ايمان خلل ناپزير آموخته بود ، چيزی نبود مگر شعار ها و آموزه هايی که مربيان وهابی و ديوبندی در مدارس پاکستان رواج می دهند : جهاد ، شهادت ، و از همه بيشتر نفرتی تسکين ناپزير نسبت به شيعيان . « برادران ما درافغانستان قدرت را به دست گرفته اند ، اما شيعه ها در شمال هنوز مقاومت می کنند . بايد اين کفار را نابود کرد . » او همه مخالفان طالبان را شيعه می دانست . در حاليکه در افغانستان غير از قوم هزاره ، تمام اقوام و نيروهایی که در « اتحاد شمال » شرکت داشتند ، سنی مذهب بودند . اما اين جوانان را برای ميدان جنگ بار آورده بودند ، نه برای پزيرفتن واقعيات ملموس . عبدالرحمان شش ماه در بخش پاکستانی کشمير کار با اسلحهء سنگين را فرا گرفته وسپس به جبهه مقدم مبارزه با دشمنان خدا اعزام گشته بود . نخستين تجربهء نظامی او جنگ با ارتش هند بود . امروز پس از ماجرای يازده سپتامبر ناگزير به عمليات انتحاری جوانان فلسطين فکر ميکنيم : این جوانان متعصب ، باروتی هستند مرگبارتر از سلاح های خود . کافی است رهبر شان دستور بدهند : « به جنگ کفار برويد »، آنگاه حاضرند جان خود را برای مبارزه با هر دشمنی قربانی کنند .« جمعيت العلمای اسلام » پس از آنکه با شبکهء مدارس خود در جامعهء پاکستان پايگاه محکمی پيدا کرد ، از سال 1993 با شرکت در دولت بی نظير بوتو در قدرت سیاسی نيز سهيم شد . اين حزب با سازمان امنيت نظامی پاکستان آی اس آی و نصرالله بابر وزير داخله که از حزب مردم بوتو بود ، پيوند های نزديکی برقرار کرد . بابر که بعد ها « پدر طالبان » نامور شد، قصد داشت يک سازمان پشتون به نام طالبان تشکيل بدهد تا از منافع پاکستان در افغانستان و آسيای ميانه دفاع کند . « جمعيت علمای اسلام » که بسياری کودکان پشتون را در مدارس خود پرورش داده بود ، بهترين افزار برای پی ريزی چنين جنبشی بود . طالبان که به نواحی عقب ماندهء پاکستان و افغانستان تعلق داشتند ، هر آنچه در مکتب قرآن پاکستان آموخته بودند را با عادات و سنت های عتيق خود آميختند. آنها در تعصب و سختگيری از عقايد وهابی و ديوبندی نيز فراتر رفتند .

فضل الرحمن رييس پيشين « جمعيت علمای اسلام » در پاکستان يکی از سران اصلی دارالعلوم حقانی بود . او نه تنها پدر روحانی طالبان به شمار می رفت ، بلکه جنگجويان را انتخاب می کرد . آنها را به آموزشگاه نظامی می فرستاد و پس از مشاوره با سازمان امنيت پاکستان به افغانستان اعزام می نمود . مدرسهء او به تربيت رزمندگان عرب نيز می پرداخت . او مسوليت بيش از هشتاد هزار پاکستانی را که به همراه طالبان به افغانستان اعزام شدند ، به عهده داشت . شرايط خطرناکی که شبکهء مدارس مذهبی با همکاری سازمان امنيت پاکستان به وجود آورده بودند ، هزاران مبارز عرب وارد ميدان شدند . اسامه بن لادن و اسلام گرايان نامداری از کشور های اردن ، مصر ، الجزاير و عربستان سعودی به طالبان پيوستند . از سال 1998 که طالبان بر شمال افغانستان نيز چيره شدند ، اين شبکه بين المللی پايگاه خود را از پاکستان به افغانستان منتقل نمود . شبکه القاعده با رژيم طالبان در آميخت و به بخشی از نظام تبديل شد . سازمان امنيت پاکستان در خاک افغانستان پادگان های آموزشی داشت و طلاب مدارس را نه تنها برای حمایت طالبان بلکه برای جنگ در کشمير آموزش ميداد و مدارس پاکستان برای نظارت بر اين پادگان ها مربی می فرستاد .

از نظر ايدیولوژيک می توان گفت که طالبان ميان عقايد وهابی و ديوبندی با رسوم پشتون ، نوعی پيوند زناشويی بسته بود . و اين ازدواج به طور واقعی هم رخ داده بود . بنابر سنت ديرين قبايلی که اتحاد های سیاسی را با پيوندهای خانوادگی محکم ميکنند . در افغانستان نيز بن لادن يکی از دختران خود را به همسری ملا عمر در آورد و يکی از پسران بن لادن در افغانستان با دختر يکی از پيروانش ازدواج کرد . اتحاديکه روش تروريستی را برای پيشبرد عقايد خود موجه ميداند .

مطلب فوق از وبلاگ آقاي كمال كابلي گرفته شده است


 
کلمات کليدي :
ادامه ي مطلب

نوشته شده توسط سما در چهارشنبه ۱٥ آذر ،۱۳۸٥

نظرات ()

 

تاريخچه تروريسم در اسلام ۵

از خوارج تا وهابيان

پس از گروه خوارج خطرناك ترين و غير معقول ترين گروه تروريستي در جهان اسلام ،جريان تروريستي وهابي است. وهابيت از چندين جهت به خوارج شباهت دارد :

۱- خوارج  مرز ميان اسلام و كفر را بسيار باريك و اندك مي ديدند به حدي كه مرتكب گناه كبيره را كافر مي دانستند . وهابيان نيز فاصله چنداني ميان اسلام و كفر قايل نيستند و هرفرقه اي كه در عقايد و اعمال ديني مانند مذهب أنان عمل نكند ، مشرك مي دانند.

۲- خوارج مردماني بودند كه به ظواهر اسلام بسيار متمسك بودند و پيشاني هاي شان از كثرت عبادت ، پينه بسته بود و همواره قرأن تلاوت مي كردند ؛ اما مردماني خشك مغز بودند كه نمي توانستند روح اسلام را درك كنند.

۳- سومين مشخصه خوارج خونريزي و سفاكي أنان بود. خوارج كساني را كه با عقيده و نظر أنان هماهنگ نبود ، كافر مي دانستند وخون شان را مباح. از اين رو پس از ماجراي حكميت هركسي را كه مي ديدند از او مي پرسيدند نظرش در باره علي(عليه السلام) چيست؟ أيا مسلمان است يا كافر ؟ اگر طرف جواب مي داد مسلمان است ، بلافاصله او را به قتل مي رساندند و اين كار هاي خود را جهاد مي دانستند

يك نمونه :

عبدالله بن خباب بن ارت يكي از صحابيان جليل القدر و پرهيزكار حضرت پيامبر(صلي الله عليه و أله) بود . زمانيكه خوارج در حرورا جمع شده بودند ، وي با همسرش گذرشان از أن وادي افتاد و در مورد علي(ع) مورد پرسش قرار گرفتند . عبدالله  جواب داد علي (ع) امير المومنين و امام المسلمين است . أن ها بلافاصله او را كشتند و شكم همسرش كه باردار بود دريدند.

اما عجيب اينكه همين خوارج كه خون مسلمانان را به اين سادگي مي ريختند ، اجازه نمي دادند كسي به اموال غير مسلمان ذمي دست درازي كند . يكي از خوارج خرمايي را از باغ يك نصراني به گلويش انداخت . ديگران به شدت او را سرزنش كردند كه نبايد به اموال ذمي بدون اجازه اش تصرف كرد‍‍ ‍‍‍و او را مجبور كردند خرما را از دهانش بيرون أورد

امروز وهابيان نيز دقيقا همين ويژگي هاي خوارج را دارا هستند.  أنان بظاهر مردماني عابد هستند كه به ظواهر ديني سخت پايبند اما روح اسلام را درك نكرده اند و به اندك بهانه اي كساني را كه با اعتقادات أنان همراه نيستند ، كافر و مشرك مي دانند و خون شان را مباح. از اين روي مي بينيم أنان نيز همانند خوارج حتي به زنان و كودكان بي گناه نيز رحم  نمي كنند و هركس با عقيده و مرام أنان مخالف باشد ، مي كشند . روزي نيست كه از جنايات أنان اخبار دهشتناكي به گوش نرسد و تعدادي از شيعيان در مسجد يا كوچه و بازار بدست أنان ترور نشود . أنان حتي علمايي از اهل سنت را كه موافق اعمال و خشونت هاي شان نيست به قتل رسانده و ترور مي كنند كه از اين نمونه ها در عراق و پاكستان بسيارند


 
کلمات کليدي :
ادامه ي مطلب

نوشته شده توسط سما در یکشنبه ٢۸ آبان ،۱۳۸٥

نظرات ()

 

شهادت حضرت امام صادق

شهادت حضرت امام صادق(عليه السلام) بر پيروان و شيعيان آن حضرت تسليت باد


 
کلمات کليدي :
ادامه ي مطلب

نوشته شده توسط سما در جمعه ٢٦ آبان ،۱۳۸٥

نظرات ()

 

تاريخچه تروريسم در اسلام۴(از خوارج تا اسماعيليه )

بعد از معاويه نيز جانشينان او شيوه تروريستي معاويه را در ترور مخالفان ادامه دادند و نمونه آن به شهادت رساندن امام زين العابدين و امام باقر(عليهما السلام) امامان چهارم و پنجم بود.اين شيوه از جانب عباسيان نيز پي گرفته شد و پنج تن از امامان شيعيان اثني عشري از جانب أن ها مسموم شدند

       بعد از خوارج مهم ترين جريان تروريستي در جهان اسلام ، فرقه اسماعيليان نزاري بود كه در قرن پنجم بدست حسن صباح تاسيس گرديد . اين جريان سراسر قرن پنجم هجري را از كارهاي تروريستي خود، به وحشت فروبرده بود. فرقه اسماعيليه شاخه نزاري بخاطر همين اعمال تروريستي خود  در غرب به حشاشين مشهور گرديدند. زيرا غربي ها كه كارهاي تهور آميز اين فرقه را مي ديدند ، تصور  مي كردند ، اين كار جز به واسطه حشيش خوردن و مست ولايعقل شدن ، ممكن نيست . از اين جهت به آن ها حشاشين مي گفتند

       اما ترور هاي اسماعيليان يك فرق عمده با تروريست هاي وهابي دارد كه اسماعيليان ، ترور هاي كور انجام نمي دادند و ترور هاي آن ها بسيار دقيق بود و در بسياري مواقع ابتدا هشدارهاي به طرف مي  دادند

يك نمونه

فخر رازي كه در ري زندگي و تدريس مي كرد ، دأبش آن بود كه هميشه در درسش يك لعنتي و نفريني هم به اسماعيليان مي فرستاد . روزي هنگامي كه سحرگاهان از خواب بيدار گرديد ، شمشيري را در كنار بستر خود  ديد كه تا نيمه به زمين فرو  رفته است و بر آن نامه اي آويزان است . فخر رازي نامه را خواند كه در آن مطالبي به اين مضمون نوشته بود: اين شمشير مي توانست به شكم شما فرو برود . اگر از اين پس نيز به اسماعيليان ناسزا بگويي سزايي جز اين نخواهي داشت

       شاگردان فخر رازي از آن پس لعن و نفريني از فخر رازي نسبت به اسماعيليه نشنيدند . روزي يكي از آنان پرسيدند : سبب چيست كه ديگر به اسماعيليان لعن نمي كني ؟ فخر رازي جواب داد :‌ آن ها برهان قاطع دارند


 
کلمات کليدي :
ادامه ي مطلب

نوشته شده توسط سما در چهارشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٥

نظرات ()

 

تاريخچه تروريسم در اسلام ۳(معاويه سركرده تروريست ها )

معاويه بن ابي سفيان كه آرزوي خلافت در سر داشت ، هنگامي كه انقلابيون درمدينه عليه خليفه سوم عثمان تجمع كرده بودند تا عليه كارهاي او از قبيل تبديل خلافت به يك حكومت خوانوادگي و توزيع قدرت تنها در ميان بني اميه و بذل و بخشش هاي  بي حساب او از بيت المال به قبيله خود و بازگذاشتن دست واليانش در ظلم و ستم به رعايا و ... اعتراض نمايند ، او كه شرايط را درك مي  كرد و مي دانست از طرق عادي حتي نمي تواند خواب خلافت را هم ببيند ، مترصد بود تا خليفه به قتل برسد تا او بتواند با استفاده از خونش مقاصد خود را دنبال كند . از اين جهت او از يكطرف در خواست هاي مكرر خليفه را براي فرستادن سپاه به مدينه بي جواب گذاشت تا شورشيان بتوانند كارش را انجام دهند و از سوي ديگر جاسوسانش را مامور كرده بود به محض به قتل رسيدن عثمان ، نشانه اي از او براي وي بفرستند. جاسوسان نيز اين ماموريت را به نحو احسن انجام دادند و پيراهن خون آلود خليفه مقتول را با انگشتان همسرش كه در هنگام دفاع از شوهرش عثمان قطع گرديده بود ، براي معاويه فرستادند .

هنگامي كه امام علي(ع) به خلافت رسيد ، معاويه ابتدا با فرستادن نامه هاي سري به صحابيان برجسته اي همچون طلحه و زبير و سعد بن ابي وقاص و ... آنان را تحريك به شورش عليه امام علي(ع) مي كرد و به دروغ به هركدام مي گفت من براي شما شام را آماده كرده ام و شما كوفه و بصره را بگيريد . طلحه و زبير گول دسيسه هاي معاويه را خوردند اما سعد بن ابي وقاص با اينكه با امام علي (ع) بيعت نكرده بود ، با اين حال جواب دندان شكني به معاويه داد و نوشت : امام علي (ع) در ميان ما از همه به خلافت شايسته تر است چون او در همه فضائلي كه ما داريم شريك است و بعلاوه  او فضائلي دارد كه ما از آن محروميم .

دسيسه هاي معاويه سه جنگ را بر امام علي(ع) تحميل كرد و هزاران مسلمان را به كام مرگ كشيد . معاويه پس از شكست جَمَلي ها ، مجبور شد خود مستقيما در مقابل امام (ع) قرار گيرد . اما لشكريان شام در برابر لشكر امام شكست خوردند و با حيله معاويه كار به حكميت كشيد .

وقتي معاويه نتوانست از طريق لشكركشي به   خلافت دست پيدا كند ، تاكتيكش را تغيير داده و شيوه تروريستي در پيش گرفت . او فرماندهاني همچون ضحاك بن قيس و بٌسر بن ارطات و عماره بن عقبه بن ابي معيط ... را به مناطق تحت كنترل امام مي فرستاد تا با شبيخون و ايجاد نا امني ، پايه هاي حكومت امام علي (ع) را سست كند . آن ها دستور داشتند قبايلي را كه مشهور به طرفداري سرسخت از امام علي (ع) مي باشند ، مورد حمله قرار داده و آنان را كشته و غارت كنند . همچنين معاويه به اين فرماندهان خود  سفارش كرده بود ، هرگز در يكجا توقف نكنند و از درگيري با سپاهيان امام علي (ع) اجتناب  كنند و همواره از جايي به جايي رفته و مردم را مورد تاخت و تاز قرار دهند . در يكي از اي

معاويه بن ابي سفيان كه آرزوي خلافت در سر داشت ، هنگامي كه انقلابيون درمدينه عليه خليفه سوم عثمان تجمع كرده بودند تا عليه كارهاي او از قبيل تبديل خلافت به يك حكومت خوانوادگي و توزيع قدرت تنها در ميان بني اميه و بذل و بخشش هاي  بي حساب او از بيت المال به قبيله خود و بازگذاشتن دست واليانش در ظلم و ستم به رعايا و ... اعتراض نمايند ، او كه شرايط را درك مي  كرد و مي دانست از طرق عادي حتي نمي تواند خواب خلافت را هم ببيند ، مترصد بود تا خليفه به قتل برسد تا او بتواند با استفاده از خونش مقاصد خود را دنبال كند . از اين جهت او از يكطرف در خواست هاي مكرر خليفه را براي فرستادن سپاه به مدينه بي جواب گذاشت تا شورشيان بتوانند كارش را انجام دهند و از سوي ديگر جاسوسانش را مامور كرده بود به محض به قتل رسيدن عثمان ، نشانه اي از او براي وي بفرستند. جاسوسان نيز اين ماموريت را به نحو احسن انجام دادند و پيراهن خون آلود خليفه مقتول را با انگشتان همسرش كه در هنگام دفاع از شوهرش عثمان قطع گرديده بود ، براي معاويه فرستادند .

هنگامي كه امام علي(ع) به خلافت رسيد ، معاويه ابتدا با فرستادن نامه هاي سري به صحابيان برجسته اي همچون طلحه و زبير و سعد بن ابي وقاص و ... آنان را تحريك به شورش عليه امام علي(ع) مي كرد و به دروغ به هركدام مي گفت من براي شما شام را آماده كرده ام و شما كوفه و بصره را بگيريد . طلحه و زبير گول دسيسه هاي معاويه را خوردند اما سعد بن ابي وقاص با اينكه با امام علي (ع) بيعت نكرده بود ، با اين حال جواب دندان شكني به معاويه داد و نوشت : امام علي (ع) در ميان ما از همه به خلافت شايسته تر است چون او در همه فضائلي كه ما داريم شريك است و بعلاوه  او فضائلي دارد كه ما از آن محروميم .

دسيسه هاي معاويه سه جنگ را بر امام علي(ع) تحميل كرد و هزاران مسلمان را به كام مرگ كشيد . معاويه پس از شكست جَمَلي ها ، مجبور شد خود مستقيما در مقابل امام (ع) قرار گيرد . اما لشكريان شام در برابر لشكر امام شكست خوردند و با حيله معاويه كار به حكميت كشيد .

وقتي معاويه نتوانست از طريق لشكركشي به   خلافت دست پيدا كند ، تاكتيكش را تغيير داده و شيوه تروريستي در پيش گرفت . او فرماندهاني همچون ضحاك بن قيس و بٌسر بن ارطات و عماره بن عقبه بن ابي معيط ... را به مناطق تحت كنترل امام مي فرستاد تا با شبيخون و ايجاد نا امني ، پايه هاي حكومت امام علي (ع) را سست كند . آن ها دستور داشتند قبايلي را كه مشهور به طرفداري سرسخت از امام علي (ع) مي باشند ، مورد حمله قرار داده و آنان را كشته و غارت كنند . همچنين معاويه به اين فرماندهان خود  سفارش كرده بود ، هرگز در يكجا توقف نكنند و از درگيري با سپاهيان امام علي (ع) اجتناب  كنند و همواره از جايي به جايي رفته و مردم را مورد تاخت و تاز قرار دهند . در يكي از اين حملات ، بسر بن ارطات دو كودك عبيدالله بن عباس والي حضرت علي(ع) در يمن و همسرش را به قتل رساند.

اين حملات تروريستي معاويه  در تاريخ به نام غارات  معروف است كه اشخاصي همچون ابومخنف و ابراهيم بن محمد ثقفي و عبدالعزيز جلودي و... آن ها را در كتابهايي تحت عنوان ‘‘ الغارات‘‘ گرد آورده اند


 
کلمات کليدي :
ادامه ي مطلب

نوشته شده توسط سما در چهارشنبه ۳ آبان ،۱۳۸٥

نظرات ()

 

تاريخچه تروريسم دراسلام۲

تاريخچه تروريسم  در اسلام ۲

پس از رحلت رسول خدا (ص) نخستين تروري كه  در جهان اسلام صورت گرفت مربوط به سعد بن عباده بود . وي كه خود نامزد خلافت از جانب انصار بود ، با ابوبكر بيعت نكرد و سرانجام ترور شد و مسئوليت أن برعهده جنيان گذاشته شد‍‍

دومين تروري كه در جهان اسلام به وقوع پيوست مربوط به خليفه دوم عمر بود كه بدست ابولو’لو غلام مغيره بن شعبه به وقوع پيوست. ابولولو يك صنعت كار ماهري بود كه به چند صنعت  نقاشي ، أهنگري و نجاري تخصص داشت لكن مغيره روزانه دو درهم از وي مي گرفت . ابولولو كه اين مبلغ را زياد مي دانست به عمر شكايت كرد اما عمر در جواب گفت باتوجه به اينكه تو اينهمه صنعت مي داني ۲درهم زياد نيست. ابولولو از اين جواب عمر ناخشنود گرديد و مدتي بعد خليفه را در يكي از زواياي مسجد به قتل رساند و بعد خودش را نيز با خنجر به قتل رساند۱

سومين ترور ۳۰ سال پس از رحلت رسول خدا(ص) واقع شد كه خوارج حضرت علي (ع) را در مسجد ترور كردند و به شهادت رساندند . امام حسن (ع) نيز بار ها از جانب خوارج مورد سو’ قصد واقع گرديد . يكبار در مسجد هنگام نماز ايشان را مورد حمله قرار داده و تيري بطرف حضرت پرتاب كردند اما چون امام حسن (ع) زيرلباسش زره مي پوشيد  ، اين تير كارگر نشد . بار ديگر آن حضرت در هنگامي كه به قصد جمع آوري نيرو براي نبرد عليه معاويه به مدائن رفته بود ، توسط يكي از خوارج مورد سوئ قصد واقع شد و از ناحيه ران به شدت زخمي گرديد. تا اينكه سرانجام آن حضرت با توطئه معاويه مسموم وترور گرديد

 امام حسين (ع) نيز هنگامي كه در برابر يزيد به قيام برخواست ، توطئه ترورش در مكه طرح ريزي گرديد . هنگامي كه آن حضرت مشغول انجام مناسك حج بود ، عوامل يزيد در حاليكه زير لباسشان شمشير پنهان كرده بودند تصميم داشتند حضرت را در ميان شلوغي ها درحين انجام مناسك حج ترور كنند . وقتي امام حسين (ع) متوجه نقشه أنان گرديد ، حج را به عمره تبديل نموده و براي آنكه حرمت كعبه خدشه دار نشود ، به سرعت مكه را به قصد كربلا  ترك نمود

مسلم بن عقيل نماينده امام حسين(ع) در كوفه هنگامي كه در خانه هاني بن عروه مخفي بود ، ابن زياد به عيادت شريك بن اعور آمد. شريك كه خود از دوستداران اهل بيت بود ، پيش از آمدن ابن زياد به مسلم گفت :‌ هنگامي كه ابن زياد آمد از پس پرده ناگهان بر او حمله كن و او را بكش كه اين بهترين فرصت  براي قتل اين نابكار است . موقعي كه ابن زياد كنار شريك قرار گرفت هرچه با اشعارش مسلم را تحريك ميكرد ،اما خبري نمي شد  . وقتي ابن زياد رفت ، شريك به مسلم گفت : چرا او را نكشتي كه اگر او را كشته بودي فاسق فاجري را كشته بودي كه مردم از شرش در امان مي ماند . مسلم جواب داد : چون از رسول خدا(ص) روايت شده است :

 الايمان قيدالفتك

يعني ايمان مانع از كشتن ناگهاني است و شخص مومن كسي را ناگهاني نمي كشد ۲

...........................................................................................................

۱- مروج الذهب ، ج۲ ، ص ۳۲۰-۳۲۱

۲ - طبري ج۵، ص ۳۶۳


 
کلمات کليدي :
ادامه ي مطلب

نوشته شده توسط سما در دوشنبه ۱٧ مهر ،۱۳۸٥

نظرات ()

 

تاريخچه تروريسم دراسلام

باتوجه به اينكه تروريسم امروزه به يك بلاي همگاني يك درد بي درمان جامعه اسلامي بدل گرديده است ، لازم است تاريخ اين مسئله را در اسلام بررسي كنيم 

در اسلام تاريخ تروريسم از روز هجرت رسول خدا(ص) آغاز مي شود كه مشركان قريش در جلسه اي تصميم گرفتند حضرت را در خانه اش ترور كنند اما اين توطئه با لطف خدا به حضرت پيامبر(ص) كه رسولش را از توطئه با خبر كردند و خوابيدن حضرت علي(ع) در بستر حضرت خنثي گرديد.

پس از آنكه حضرت به مدينه هجرت كردند نيز چندين بار از سوي مشركان قريش و يهوديان مورد سوئ قصد به قصد ترور قرار گرفتند . از جمله بيهقي  گُفته: روزي ابوسفيان در جمعي صدا زد آيا كسي نيست به مدينه رفته و محمد(ص) را به قتل برساند ؟ بدنبال اين سخن ابوسفيان ، شخصي نزد وي در خانه اش آمد و گفت اگر به من كمك و ياري برساني من حاضرم به مدينه بروم و محمد(ص) را به قتل برسانم . ابوسفيان  نيز به او شتر و خرجي راه دادو به وي سفارش كرد كسي از قصدش آگاه نشود . آن مرد شبانه حركت كرد تا به مدينه رسيد و سراغ رسول الله (ص) را گرفت. حضرت در محله بني عبدالاشهل رفته بود و آن تروريست نيز در آنجا رفت . هنگامي كه پيامبر (ص) وي را ديد فرمود : اين مرد توطئه در سر دارد . آن مرد نزديك آمد و پرسيد پسر عبدالمطلب كدام است؟ حضرت فرمود : منم فرزند عبدالمطلب . آنگاه يكي از اصحاب حضرت بلند شده راه را بر وي گرفت و او را بازرسي كرد و خنجرش را كه در ازارش پنهان كرده بود بيرون آورد 

يك بار نيز يهوديان بني نضير قصد داشتند حضرت را ترور كنند . ماجرا از اين قرار بود كه شخصي از مشركان كه از پيامبر(ص) امان نامه داشت بواسطه يكي از مسلمانان به قتل رسيد و مشركان از حضرت درخواست ديه كردند و در آن هنگام معمول اين بود كه در پرداخت ديه هم پيمانان نيز شريك مي شدند و بني نضير با يكي از طوائف بني عامر  كه از مسلمانان بود ، هم پيمان بود. هنگامي كه حضرت رفت تا ديه را از آنان جمع كند، آنان تصميم گرفتند سنگي را از بالاي خانه خود روي حضرت انداخته وحضرت را بدينگونه به  قتل برسانند كه اين بار نيز حضرت بواسطه فرشته وحي از اين توطئه باخبر گرديد.

حضرت همچنين دو بار از جانب منافقان مدينه مورد سوئ قصد واقع شد. يكبار هنگامي كه حضرت از جنگ تبوك برمي گشتند منافقان تصميم گرفتند درعقبه شتر حضرت را رمي داده و آن حضرت را در دره پرتاب كنند وبه قتل برسانند. نظير همين قضيه را هنگامي كه از حجه الوداع برمي گشتند نيز اجرا كردند كه ناكام ماند .

مطلب ادامه دارد


 
کلمات کليدي :
ادامه ي مطلب

نوشته شده توسط سما در پنجشنبه ٦ مهر ،۱۳۸٥

نظرات ()

 

چرا آقا ظهور نمي كند ؟

بنام آنكه روزي مستضعفان را وارثان زمين خواهد كرد

حتما شما نيز تاكنون مانند اينجانب بار ها از خود پرسيده ايد : چرا آقا امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) ظهور نمي كند؟ مگرنه كه آقا هنگامي ظهور خواهد كرد كه همه جهان از ستم وبيداد پرشده باشد ؟ مگر از اين بيشتر هم ظلم ممكن است در جهان حاكم شود ؟ هرجا مي رويم ستم بيداد مي  كند و  از هرگوشه جهان خبر ستمگري و قتل و كشتار ستمديدگان به گوش مي رسد . هركه زوري و قدرتي دارد از تجاوز و تعدي به حقوق ديگران كوتاهي نمي كند و حتي بدترين ظلم ها را نهادها و سازمان هايي روا مي دارد كه مدعي عدالت وبرابري و آزادي و حقوق بشر و... دارد

راستش بخواهيد جهان از جهت پرشدن ظلم چيزي براي ظهور منجي كم ندارد  اما اين شرط لازم براي ظهور آقا امام زمان است اما شرط كافي نيست

براي ظهور آقا غير از اينكه جهان از ستم و بيداد پر شود تا همه از عمق جان انتظار ظهور منجي و مصلح را بكشند ، يك شرط ديگر هم لازم است   كه آن را بايد منتظرانش فراهم بياورند و آن شرط چيزي نيست جز پرورش نيروهاي كافي براي تصدي حكومت آقا و اطاعت از ايشان . در غير اينصورت حتي اگر آقا هم ظهور كند راه به جايي نخواهد برد چون امام زمان (عج) كه با معجزه همه كار ها را به سامان نمي كند . اين ياران و كارگزاران او است كه  با اطاعت از رهبر و فرمانده خود عدالت  را در جهان سايه گستر مي سازد

شما فرض بفرمائيد امام هم اكنون ظهور كند در حاليكه افراد سود جو و پيرو هواي  نفس و منافع شخصي از جانب آقا بر سرزمين ها حكم روائي كنند  ؛ كساني كه از خدا نمي ترسند و جز به شكم  وشهوت و مقام و ثروت نمي  انديشند ، آيا حاضر خواهند شد كه براي عدالت خود را فدا كنند ؟ يا عدالت را فداي خود خواهند نمود ؟ امام كه فرشتگان را نمي آورد فرمانداري ها و  استانداري ها و ... را به عهده بگيرند و مجري عدالت باشند و تنها خود آقا هم كه نمي تواند در همه جا مستقيما حضور يافته و عدالت و داد را به اجرا درآورد .  همين انسان  هاي  روي زمين بايد با فرمانبري و رهنمود از امام و جانبازي در راه آن حضرت ، عدالت و قسط را تحقق بخشند

پس اگر آقا ظهور نميكند ما مقصريم  كه نتوانسته ايم به اندازه كافي براي حضرت سرباز فداكار و كارگزار صالح تربيت كنيم . اين است كه گفته اند : منتظران مصلح بايد خود ، صالح باشند پس از ماست كه بر ماست .


 
کلمات کليدي :
ادامه ي مطلب

نوشته شده توسط سما در چهارشنبه ۱٥ شهریور ،۱۳۸٥

نظرات ()

:: مناظره میان محمد بن عبدالوهاب و خداوند متعال
:: بانک رحیل
:: تاريخچه تروريسم در اسلام ۶
:: تاريخچه تروريسم در اسلام ۵
:: شهادت حضرت امام صادق
:: تاريخچه تروريسم در اسلام۴(از خوارج تا اسماعيليه )
:: تاريخچه تروريسم در اسلام ۳(معاويه سركرده تروريست ها )
:: تاريخچه تروريسم دراسلام۲
:: تاريخچه تروريسم دراسلام
:: چرا آقا ظهور نمي كند ؟
:: سلام اي پدر
:: سنگ محكوم است ‍
:: ميلاد عدالت
:: از حقوق بشر يكي هم مرگ است
:: در انتظار ستاره داوود از ترس هلال شيعي




 
درباره :اینجانب دانشجوی تاریخ هستم که در زمینه های اسلامی و تاریخ قلم می زنم .
پروفايل مدير : سما

:: حرفه اي ترين قالب هاي وبلاگ
:: آیینه تاریخ
:: سايت محقق كابلي
:: شيعه چه مذهبي است ؟
:: سروش حكمت
:: فريادي در سكوت
:: خراسان نو
:: مهاجر افغاني
:: شبهاي پيشاور
:: امروز ما
:: وطن دار
:: نگاهي نو
:: مرکز جهانی آل البيت
:: سايت شيعه
:: قبس
:: فضايل اهل بيت
:: فقر در افغانستان
:: عصرظهور
:: مسيحيت
:: مستبصرين مسيحي
:: آموزش زبان انگليسی
:: سايت قرآنی عروه الوثقي
:: عشق محمد(صلي الله عليه و آله)
:: ليله القدر
:: سایت لیله القدر

 


:: بهمن ۸٥
:: دی ۸٥
:: آذر ۸٥
:: آبان ۸٥
:: مهر ۸٥
:: شهریور ۸٥
:: امرداد ۸٥
:: تیر ۸٥
:: خرداد ۸٥
:: اردیبهشت ۸٥
:: فروردین ۸٥
:: اسفند ۸٤
:: بهمن ۸٤

 

 

 صفحه نخست | ايميل ما | لينك آر اس اس | عناوين مطالب وبلاگ |  طراح قالب

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by ehsani255
Design By : wWw.Theme-Designer.Com